علاّمه: چند آيه در قرآن كريم در اطراف كلمۀ نعمت وارد شده است؛ و از آيات چنين استفاده ميشود كه مراد از نعمت، ولايت است:
ولايت اهل بيت است؛ يعني راهي را كه اهل بيت بسوي حضرت
پروردگار پيمودهاند، و سَبيل آنان إلَي اللَهِ تَعالَي است، كه
همان مقام عبوديّت مَحضه ميباشد.
يكي از آن
آيات همين آيه است كه در آن، تبديل نعمت به كفر و ورود در جهنّم
و استقرار در دوزخ نشان داده شده است. پس حقيقت نعمت همان صراط
مستقيم و اقصر فاصلهايست كه بنده بسوي خدايش ميپيمايد، و
بمقام عبوديّت مُطلقه و مَحضه نائل ميگردد؛ و تبديل اين نعمت
بكفر، تبديل اين صراط مستقيم، به پيمودن راههاي مُعْوَج و منحرف و كج است كه آنرا از مقصد دور ميكند و بالنّتيجه به دوزخ ميافكند.
و از اين آيه شايد صريحتر و بليغتر آيۀ واردۀ در سورۀ تكاثر است كه: ثُمَّ لَتُسْـئَلُنَّ يَوْمَئِِذٍ عَنِ النَّعِيمِ كه
بنحو عجيب و غريب در عين حال روشن و واضح، دستگاه كثرت را
برميچيند و بعالم وحدت دعوت ميكند؛ و از نعيم كه همان ولايت است
انسان را مورد مؤاخذه و پرسش قرار ميدهد:
بِسْمِ اللَهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ * أَلْهَیـٰكُمُ التَّكَاثُرُ *
حَتَّي' زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ* كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ * ثُمَّ
كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ * كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ *
لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمِ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ * ثُمَّ لَتُسْـَلُنَّ يَوْمَئذٍ عَنِ النَّعِيمِ. [106]
در مجلسي كه آنحضرت با أبوحنيفه برخورد داشتهاند از او ميپرسند كه مراد از نعيم چيست كه در اين آيه مورد سؤال و مؤاخذه واقع ميگردد؟
أبوحنيفه ميگويد: مراد همين نعمتهائي است كه از اغذيه و فواكه و أمثالهما، خداوند بمردم داده است.
حضرت به او ميفرمايند: آيا بعيد نيست از كريمي، كه اينهمه نعمتها را در مقابل مردم و در زير دست و پاي مردم قرار دهد، كه بخورند و بنوشند و سير شوند و سيراب گردند؛ و بعداً كه ميخواهند بيرون بروند، مأموري داشته باشد كه از مردم بازپرسي بعمل آورد، كه چه خورديد و چه آشاميديد؟ و آنانرا مورد مؤاخذه و سؤال قرار دهد؟ و آنان در جواب بگويند: مثلاً ما نان و خرما و امثال اينها را خوردهايم!
بلكه مراد از نعيم ولايت ما اهل بيت است. يعني از مردم سؤال ميشود كه تا چه اندازه راه سلوك إلي الله خود را با راه و روش و سيره و منهاج ائمّۀ خودتان تطبيق نموديد؟ و تا چه مقدار از مقام عبوديّت مَحضه و مُطلقه برخوردار شديد؟
و مراد از جَنَّةُ النَّعيم كه در قرآن وارد است نيز همين بهشت است. يعني بهشت ولايت كه همان بهشت مُخلَصين و مُقرَّبين از اولياي خدا و واصلين بمقام توحيد ذاتي و مندكّ شدگان در عوالم ربوبيّ وصفات جمال و جلال الهي است؛ بهشت آنانكه شوائب وجودي خود را بطور كلّي بباد نسيان سپردند؛ و همه را تسليم حقّ كردند.
[106] ـ سورۀ 102 از قرآن كريم: «افزون طلبي و كثرت بيني، شما را (از ديدار جمال حقّ و وجود مطلق و وحدت لايزالي) بازداشت تا جائيكه عمرتان سپري شد و بديدار و زيارت خوابگاههايتان و قبرهايتان رفتيد! نه چنين است؛ شما بزودي خواهيد دانست! و پس از اين، نه چنين است؛ شما بزودي خواهيد دانست! نه چنين است؛ اگر شما بطور علم يقيني ميدانستيد هر آينه جحيم را ميديديد! و سپس آنرا بطور عين اليقين مشاهده ميكرديد! وسپس در آن وقت از نعيم، مورد بازپرسي و مؤاخذه قرار ميگرفتيد!»
ياد نامه علامه طباطبائي (قدس سره)
جلسات هفتگی هیئت محبین الرقیه(سلام الله علیها) شهرستان امیدیه